از آرزوی محال شاید!
یکی از ارزوهایم این است که کاری مربوط به بچهها داشته باشم نه اینکه بیش از حد بچهها را دوست داشته باشم نه. کسانی که من را میشناسند میدانند که روابط خوبی با بچههای کوچک ندارم و یک جورایی آنها از من فراری هستند :)
اما من ارتباط با بچهها را دوست دارم میتوانم حرفهایشان را بشنوم از همان حرفهای عجیب! دوست دارم بهشان درس بدهم و املاهایشان را تصحیح کنم و ته دفترهایشان برچسب برایشان بچسبانم و شعر بنویسم.از مکالمات بین بچهها لذت میبرم. شاید روزی در مدرسه کوچکی به بچهها درس بدهم و در اینجا ازشان بنویسم.
آرزوی محالی است اما شاید بشود!
دیگر همین :)
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 11:46 توسط Chopin
|